واژه نامه و اصطلاحات شهر زازران

با سلام ، در اینجا لیستی از انواع واژه ها و اصطلاحاتی که مردم شهر زازران در گفتگوی عامیانه بصورت روزمره استفاده میکنند را برای شما مخاطبان عزیز گرداوری نمودیم. البته این کار جهت آشنایی با فرهنگ و صحبت کردن مردم شریف شهرمان است . اگر شما هم واژه ای میشناسید خوشحال میشویم در تکمیل این لغت نامه ما را یاری فرمایید.

لغت زازرانی معنی لغت زازرانی معنی
چینه دیوار جوق چوب
کوجای کجایی هوچی هیچی
هشتم گذاشتم گولی تیله
هوی آهای دله حلب
شاغال شغال چلیک چهارپایه
پیاله کاسه می بونیم می بینیم
قوقه فریاد کوت کود گاوی
مقبول قابل قبول لو باغچه لب باغچه
جوق جوی آب پلورگون فلاورجان
کدرگون قهدریجان پوسورک پرستو
کوکومو جغد هندونه هندوانه
خربیزه خربزه بالیشت متکا
گنبز گنبد بورگوز فرارکن
رکوج زال زالک جُل و جا رختخواب
اُوخ آن وقت وخی بلندشو
نودون ناودان هم ساده همسایه
جلدی بیا زودی بیا نوردون نبردبان
جّعده جاده می نوسم می نویسم
میالم میگذارم اون مُحل آن وقت
هشتم گذاشتم اویاری آبباری
شوُدر شبدر لتهِ زمین کشاورزی
میچای سرمامیخوریا قال نکن صدا نکن
چوله کج طوله طویله
شنوفتی شنیدی مرکبی فانوس
صُه صبح شوم شب
گاب گاو چس چس معطل کردن
اوشناری محل ورود آب به زمین اوشنو شنا کردن
چنه جولی تاب قایم جورک قایم موشک
لیزلیزی سورسوره اوراقی داس
جوسی پیداکردی گورده کمر
کا که هارش کن زیادش کن
لکش کن کمکش کن تومون شلوار
لیقه تاکردن رانیمبرم نمیدونم
پیسین عصر هنو هنوز
کنارا توالت روپاک روسری
عاینک عینک گورگرفتم گرمم شد
جرقزه جلیقه دایزه خاله
دالون راه رفت و آمد خرند حیاط
کوُک کیک مووه میوه
نانی گهواره ورکش بالاکشیدن
چرک و چیویل کثیف بودن مدبق مطبخ
کلوکو کلوخ کوب