زندگی نامه سردار شهید نبی الله علی عسگریان زازرانی

در فراسوی افق و پس از برآمدن سپیدی فلق ، چشمه زرین خورشید پیکر عبدی دیگر از عباد خدا را تطهیر کرد و به اهل زمین ارزانی داشت تا در دامن خود سروی استوار و مقاوم را بپروراند که تقدیر برای او مرگ خونین را رقم زده بود، شهید مبارز ، چون مقتدای خویش علی ابن ابیطالب بسان شیری غران به صفوف دشمن می تاخت.خستگی را خسته کرده و هراسی نداشت و مرتب آیات شهادت می خواند و غربت امام حسین ( ع) را یادآوری می کرد، نزد او لقا پروردگار ارزشی بیشتر از ملاقات حیات داشت تا در روز  میلاد قائم آل محمد به لقا الله بپیوندد.شهید نبی الله علی عسگریان فرزند حج رمضانعلی در سال ۱۳۴۳ در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود دوران کودکی را در خانواده و در دامن مادر و پدر سپری کرد تا اینکه در ۶ سالگی وارد دبستان شد و تحصیلات خود را تا سوم راهنمایی ادامه داد و مدرک سیکل را دریافت کرد . شهید نبی الله در خلال درس خواندن در کارهای کشاورزی و چوپانی به پدر کمک می کرد.هنگامی که فرمان امام مبنی بر تشکیل بسیج مستضعفان در ۱۳۵۸ صادر گردید با شوق و علاقه سرشار از عشق به الله وارد بسیج شد، بعد از چندی از طرف بسیج برای آموزش به پادگان غدیر اصفهان اعزام و از آنجا به جبهه دارخوین اعزام گردید . فعالیت او در راه ادامه و به ثمر رساندن اهداف اسلامیش ادامه یافت تا اینکه در تاریخ ۱۵/۶/۱۳۶۰ وارد سپاه انقلاب اسلامی شد.

 

نام و نام خانوادگی سردار نبی اله علی عسگریان زازرانی
آخرین مسئولیت فرمانده گردان
تاریخ تولد ۱۳۴۳
تاریخ شهادت ۱۳۶۲
محل تولد زازران
محل شهادت کردستان

وی در سال ۶۰ ازدواج کرد و از خود دختری به اسم الهام به یادگار گذاشت تا پیام آور مظلومیت او در سال های آتی باشد و چونان زینب کبری روشنگری رسالت خونین او باشد.

شهید نبی اله این مبارز خستگی تاپذیر هم او که در جمع دوستان پر مهر و با صفا و سمبل خلوص و بی ریایی بود در میادن مبارزه چنان مقتدای خویش علی بن ابیطالب سان شیری غران به صفوف دشمن می تاخت.او در عملیات های متعددی از جمله در منطقه جنوب و عملیات رمضان حماسه ها آفرید. به سبب رشادتها و ذکاوت بی حد او در امور نظامی مدتی مسئولیت منشی گردان و اعزام نیرو را به عهده گرفت. در سال ۶۲ به منطقه محروم کردستان اعزام شد و در سمت معاون گردان ضربت جندا… انجام مسئولیت کرد روستا ها و تپه های کردستان همه نشان از دلاوریهای و نبرد بی امان او با ضد انقلاب داخلی و آدمکشان کومله و دمکرات دارد.

سر انجام این عاشق بی قرار و مبارز چالاک در تاریخ ۱۹/۱۱/۶۳ در یکی از روستا های دیوان دره بنام دواق پس از ۵ ساعت مقاومت دلیرانه در یک نبرد نا برابر به اسارت ملحلدان آمریکایی کومله در آمد. شهید نبی اله عسگریان در زیر شکنجه دژخیمان با زمزمه زهنمود سالار شهیدان حسین(ع) لرزه بر اندام آنان می انداخت که : ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیاسیوف خذینی

خود فروختگان کومله پس از تشکیل یک دادگاه نمایشی در روستای نرگسله همراه به دوتن از همرزمانش در روز میلاد با سعادت قائم آل محمد او را اعدام کردند و مظلومانه به شهادت رساندند.و چه زیبا روستازاده روشن ضمیر فلسفه ی حیات و ممات انسان را بیان می کند:«آن چیزی که به زندگی معنا می دهد و قرآن را از حالت طفیلی بودن خارج می کند ، آن مهم است و مسئله مرگ مطرح نیست. موضوع اصلی این است که علاقه به زندکی در دنیا محرک انسان در فعالیت نباشد. این مسئله عشق به رفتن است اگر کسی در حال نفرت از رفتن (مرگ) برود عین سقوط است.آن را که فردا باید به دست آورد این است که نسبت به شهادت عاشق باشد و نزد او لقاء پروردگار ارزشی بیشتر از ملاقات حیات داشته باشد.»